ولی یه روز وقتی دستت رو باز میکنی
می بینی همش چکیده وبی اینکه بفهمی دستت
پر از خاطرهاست![]()
![]()
![]()
می رسد روزی که شرط عاشقی دلدادگیست ان زمان هر دل یک بار عاشق میشود
![]()
سرمایه ی عمرادمی یک نفس است![]()
ان یک نفس ازبرای یک همنفس است ![]()
با همنفسی اگرنفسی بنشینی ![]()
مجموع حیات عمر ان یک نفس است![]()
حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی
جدایی سخت است نه به سختی تنهایی
چتر ها را باید بست زیر باران باید رفت
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت عشق را زیر باران باید برد
عشق را ................................................. زیر باران باید جست
نقش رستم
«تخت جمشيد» پس از آنكه در سال 330 پ. م. به دست اسكندر مقدوني به آتش كشيده شد، هرگز بازسازي نشد و مورد استفاده قرار نگرفت. فرمانروايي مقدوني- يونانيها در ايران به طور کامل نزديک به 80 سال و بر بخش هايي از ايران 170 سال به درازا كشيد و پس از آن دو سلسلهي بومي ايراني به پادشاهي رسيدند. اول «اشكانيان» و سپس «ساسانيان», هر كدام نزديك به چهارصد سال حكومت كردند. «هلنيسم» (Hellinism) يا رسم و راه يوناني از همان نخست برافتاد. هر دو سلسله وارد جنگهاي پي در پي با امپراتوري «روم» شدند.
«ساسانيان» سعي داشتند خاطرهي «هخامنشي» را زنده نگه دارند. از اينرو براي بزرگداشت پيروزيها و رخدادهاي مهم تاريخي خود از محل آرامگاههاي چهار پادشاه «هخامنشي» در نزديكي «تخت جمشيد» استفاده كردند. اين مكان به «نقش رستم» شهرت يافته است كه جايگاه مشترك آثار شگفتآور باستاني دو سلسلهي «هخامنشي» و «ساساني» است
آتش در عهد هخامنشيان
آتش علاوه بر نقش مذهبي خود در ايران باستان، كاربردهاي ديگري هم داشته است
نقش مذهبي آتش در ايران باستان بيشترين سهم از نقشهاي اين آفريده هفتم اهورامزدا را در متون ديني و تاريخي به خود اختصاص داده است و بيش از كاركردهاي ديگر آن شناخته شده است، اما آتش كاربردهاي ديگري هم در آن دوران داشته است.
كوتاه در مورد داريوش شاه بزرگ هخامنشي
داريوش شاهنشاهي خردمند و توانا بود و رفتارش با مردم مغلوب ملايم و معتدل . او پس از كمبوجيه به تخت سلطنت نشست و توانست دولت بزرك ايران را از نو بنياد گذارد . سازماندهي و تشكيلات حكومتي او مورد تقليد ساسانيان نيز واقع شد ، و اساسي كه او پي افكند بقدري محكم و استوار بود كه
با وجود ناتواني ديگر شاهان هخامنشي 200 سال پا بر جا ماند . در زمان او كشور ايران به حد اعلي وسعت و پهناوري خود رسيد . در كتيبه هاي مصري ، داريوش را بسبب ايجاد بيمارستانها و آموزشگاه ها و تكميل نخستين آبراه ميان درياي سرخ و مديترانه كه همه از كارهاي ايرانيان بود ((نكوكار بزرگ ))لقب دادند .
هخامنشيان نخستين كساني بودند كه وحدت ايران را تحقق بخشيدند ، هم چنانكه آنان نخستين كساني بودندكه وحدت عالم شرق ، بعبارت ديگر ، جهان متمدن آنروز را تحت يك نظارت سياسي مقتدر و بي هيچ ترديد عادلانه بهم مرتبط ساختند.
)) الواح زرين ((
در سال 1312 خورشيدي ، ضمن خاكبرداري گوشه جنوب شرقي كاخ آپادانا ، جعبه سنگي پيدا شد
زمانيکه ايران، پس از 1300 سال فرمانروائي در پهنه هاي جهان ، بدست باديه نشينان تازي از پاي در آمد ، تاريکي دهشتناکي به تمام ديار آن رخنه کرد، در نخستين سده آن دوران سياه، خود برتر انگاري تازيان پيروز و تحقير روزانه ايرانيان به بالاترين مرزهاي خود رسيده بود . سرداران عرب مانند حجاج بن يوسف ، يزيدبن مهلب و قتيبه دهها هزار ايراني را قتل عام کرده بودند . گرفتن مالياتهاي سنگين همگاني و مالياتهاي سرانه ويژه بنام « جزيه » از کساني که از پذيرفتن آئين آنان سرباز زده بودند کمر ايرانيان را شکسته بود.
تازيان نژاد پرست نيمي از کارمزد روزانه دهقانان ايراني را که آنها را « موالي » مي ناميدند نصيب خود کرده بودند و آنها را پياده در حاليکه خود سوار بر اسب يا شتر بودند به جنگهاي گوناگون براي تسخير ملل ديگر ميبردند . پارسي گوئي را تحقير ميکردند و ايرانياني را که به عربي گفتگو نميکردند « عجم » بچم «گنگ» لقب داده بودند . تازيان تمام مشاغل مهم اداري را با اينکه هيچگونه اطلاعي از آن نداشتند نصيب خود کرده بودند.